@چماق@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چماق چماق بوميان استراليا چماق دار چماق زدن چماق سرگرد چماق قاصدى چماق يا گرز راهزنان چماق يا شلاق چرمى با چماق زدن با چماق يا باتون زدن با چماق يا شلاق زدن به شکل چماق يا گرز ... چوب دستى يا چماق و غيره درآوردن