@چند@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چند ... در آب به چند نقطه از سطح ... پرواز يک يا چند هواپيما در ارتفاع ... پرونده چند حلقه اى ... ترکيبى شامل چند گروه آميد ... است به معنى چند و بسيار و ... ... متعدد و بيشتر و چند پيوند چند حرف بدون صدا چند پايا چند پايى چند پرداز چند پردازى چند پشت به عقب برگشتن چند پنى چند پهلو چند ژنى چند گذرى چند گوشه چند کاربرى چند کامپيوترى چند کلمه ى نزديک به ... چند کليدى چند آسه اى چند آوا چند آوايى چند اتيلن واژه هاى شامل چند ـ (237) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10