@چند@10
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چند ... مرکب از چند نوشابه ديگر ... شکنجه مرکب از چند سيخ يا ميله ... نوعى معماکه چند کلمه داده ... هر چند هر چند با اين که هم چند وابسته به چند شوهر ... استفاده از چند کليد يا ... ... که در آن چند تن پشت سرهم ... يک چند يکى شدن دو يا چند شرکت ... ميله آن با چند غلتک ديگر به ... واژه هاى شامل چند ـ (237) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10