@چند@8

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چند در مرحله چند درمانگاه چند بخشى دقت چند برابر دو يا چند حرف متصل به هم رابطه يا مخابره بين چند مرکز رديف چند خانه رسن چند قلابى ماهيگيرى رمز چند جمله اى ريسمان چند لا ... يک يا چند بادبان چهار ... ساختمانى که داراى چند ستون يک پارچه ... ... که نور آن چند روزى زياد شده ... ستايش چند خدا يکى پس از ديگرى سرود چند صدايى سرود عاشقانه چند نفرى ... مرکب از چند اتم گوگرد ... سيستم برق چند فاز شمع دان چند شاخه صدى چند ... را در طى چند نسل تکرارى کردن عکسى که از چند قطعه عکس به ... ... واگنر که چند دفعه تکرار ... عضو يا موجود چند شکلى عمارت چند دستگاهى عملکرد چند برنامه اى واژه هاى شامل چند ـ (237) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}