@چند@9

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چند عملکرد چند تکليفى عملکرد چند ترتيبى قابل تقسيم به چند بخش ... که در آن چند تن پشت سرهم ... ... تصنيفى که از چند جا اقتباس شده ... قلاب چند شاخه اى لغت چند سيلابى ماده چند قندى که در ... مبنى بر چند نظريه متکلم به چند زبان متشکل از چند بند شعر محل تلاقى چند خيابان يا جاده مدار چند نقطه اى مرکب از چند جزء مرکب از چند قطعه مربوط به چند غده مرد چند زنه ... که در آن چند نفر برنده مى ... مشعل چند فتيله اى ... يک يا چند معادله ديگر ... موجود چند جنينى موشک چند طبقه ... ثروتش به چند ميليون برسد ناشى از چند منبع ... مرکب از چند قطعه متنوع ... واژه هاى شامل چند ـ (237) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}