@چنگال@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چنگال چنگال دار چنگال مانند چنگال مخصوص بلند کردن ... چنگال يا بيل کودکشى کارد و چنگال کارد و چنگال فروشى ... ظروف و کارد و چنگال با چنگال ربودن به چنگال گرفتن تبر چنگال دار تمس هندى چهار چنگال تيزى چنگال ... زن وبال و چنگال مرغ را داشته حمله با چنگال داراى چنگک يا چنگال کردن درحال حمله با چنگال مثل چنگال شدن