@چهار@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چهار ... است به معنى چهار تائى و چهار ... ... يونانى به معنى چهار و داراى چهار ... چهار پا چهار پايه چهار پهلو چهار چرخه چهار چوپ درب و هر چيز ديگرى چهار چوب جگنى چهار گانه چهار گوش چهار گوش دراز چهار گوشه چهار کنجى چهار اتمى چهار ارزشى چهار بازيکن خط دفاع ... چهار برابر چهار برابر کردن چهار بعدى چهار بنيانى چهار تايى چهار ترک چهار جزيى چهار جناحى چهار خانه کردن واژه هاى شامل چهار ـ (147) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6