@چهارم@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چهارم ... مسابقه يک چهارم نهايى شرکت ... انگشت چهارم دست چپ بعد چهارم توان چهارم حرف چهارم الفباى انگليسى حرف چهارم زبان يونانى حرف بيست و چهارم الفباى انگليسى دوران چهارم دوره يک چهارم نهايى در ... رکن چهارم مشروطيت راس قسمت فوقانى بطن چهارم سال چهارم دوره ليسانس عهد چهارم زمين شناسى فاصله يک چهارم قوه چهارم ماه چهارم سال فرنگى مربوط به بعد چهارم مقياس سطحى معادل يک چهارم جريب نت چهارم موسيقى نت يک چهارم يک چهارم يک چهارم پرده يک چهارم پوند يک چهارم پينت يک چهارم بوشل واژه هاى شامل چهارم ـ (26) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}