@چهارچوب@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چهارچوب چهارچوب پارچه خشک کنى چهارچوب اسب بندى چهارچوب تخت خواب چهارچوب يا دستگاه نخ تابى چوب عمودى چهارچوب درب گيره چهارچوب پارچه خشک کنى در چهارچوب يا کلاف قرار دادن قاب چهارچوب