@چهارگوش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چهارگوش چهارگوش کردن با قايق چهارگوش حمل کردن ... سنگ هاى چهارگوش کوچک درآوردن تاحدى چهارگوش ساختمان چهارگوش شيشه الماسى چهارگوش ماهى پهن چهارگوش خاردار ... جور کلاه چهارگوش که کشيشان ...