@چوب@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چوب چوب لباسى چوب ماهون چوب محکم و سخت صندل سفيد چوب مخصوص تمرين شمشير بازى چوب مخصوص روکش مبل و غيره چوب مداد چوب منحنى شکل متصل به جلو کشتى چوب ميزانه چوب نازکى براى به هم زدن مشروب چوب نوک تيز چوب نوک تيزى که براى ... چوب نيزه چوب و فلک چوب يا تخته اى که ... چوب يا ميله اهرم پارو گراور سازى روى چوب گره چوب گره درخت يا چوب کارخانه چوب برى و الوار سازى ... سود مشتق از خاکستر چوب کسى که با چوب يا ديرک کار ... کف چوب بست کوبيدن پارچه با چوب رختشويى ... که در سر چوب نصب شده و ... آبنوسى کردن چوب واژه هاى شامل چوب ـ (185) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}