@چوب@8
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چوب لايه نازک چوب مانند رگه چوب ... سنگى و بقيه اش چوب باشد مربوط به چوب درخت زبان گنجشک منبت کارى روى چوب ... بوته و اشکال بر روى چوب ميان چوب ... گاهى از چوب هاى پوسيده ... وابسته به چوب برى يک تکه چوب واژه هاى شامل چوب ـ (185) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8