@چوبى@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چوبى باسمه چوبى بافت چوبى بدنه چوبى زين بشکه چوبى تکه چوبى که چرخ يا ... تغار چوبى تغار چوبى دسته دار تفنگ چوبى بچگانه توفال چوبى يا سيمانى و غيره تير چوبى کوتاه تير يا چوبى که نقوش جانوران ... ... و پايه هاى چوبى و فلزى زير ... جام مشروب خورى چوبى بزرگ ... يا سکوب چوبى مخصوص نطق ... خاصيت چوبى خرده چوبى که از مته ... خمره چوبى دکه چوبى کوچک دسته چوبى نيزه ديواره متحرک چوبى ساختن رقص چوبى رويه يا ديواره متحرک چوبى سايبان چوبى نگهبان ستون چوبى يا سنگى تزيينى سطل چوبى واژه هاى شامل چوبى ـ (78) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}