@چى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چى گارى چى کالسکه چى استفاده چى استفاده چى بودن انتريک چى اوراق چى تبليغات چى تلفن چى توطئه چى درشکه چى سورسات چى غربال چى ماشين چى مسافرخانه چى مستعمره چى مسلسل چى مطبعه چى معاملات چى واگن چى