@چيز@10

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چيز صداى چيز پهنى که بر ... صداى افتادن چيز سنگين ... خوردن دوتخته يا چيز ديگر ضربت با چيز تيز ضربت با چيز نوک تيز طعمه يا چيز جالبى که سبب ... عزيزترين چيز نزد شخص علاج هر چيز فاصله بين دو چيز فلان چيز قرار گرفته در زير چيز آويخته قرار گيرى بر روى چيز ديگر قسمت ته هر چيز قسمت صاف هر چيز مانع دخول هوا يا آب يا چيز ديگر مجموعً سه چيز مصرف مجدد آشغال و زايد هر چيز منکر همه چيز ... پرچى که دو چيز را روى هم ... نه چيز هر چيز هر چيز پله پله هر چيز پهن هر چيز چرخنده هر چيز کوچک واژه هاى شامل چيز ـ (287) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}