@چيز@11

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چيز هر چيز انتخاب شده هر چيز برجسته بيضى شکل هر چيز برجسته و ديگ مانند هر چيز بلعنده و فرو برنده هر چيز تاقچه مانند هر چيز خراب هر چيز دو جزيى هر چيز زرق و برق دار هر چيز زنجيره دار هر چيز زننده و متعفن هر چيز سنگينى چون شن ... هر چيز سه طبقه اى يا سه لايه اى هر چيز شبيه دنده هر چيز شبيه راه آبى هر چيز شبيه هلو هر چيز شبيه هوا هر چيز ظريف و عالى هر چيز عظيم الجثه و نيرومند هر چيز قرمز و مشتعلى هر چيز مخروطى ياکله قندى هر چيز مدرج هر چيز ناقص يا مختصر شده هر چيز نرم هر چيز نوک تيز هر چيز هلالى شکل واژه هاى شامل چيز ـ (287) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}