@چيز@8

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چيز کار يا چيز دلچسب کار يا چيز فرعى ... جاى ديگران چيز مى نويسد ... معلومات سطحى در همه چيز دارد آدم يا چيز بشکه مانند آدم يا چيز بلند قد آدم يا چيز بى اهميت آن چيز از چه چيز انکار همه چيز انطباق خود با محيط يا چيز ديگرى ... پرچم يا هر چيز ديگرى براى علامت ... با چيز پهن و سنگين زدن با چيز نرمى کسى را ... با چيز نوک تيز سوراخ کردن با چيز نوک تيز فرو کردن بخش آخر هر چيز به چه چيز به ناز چيز خوردن به هم جفت کردن دو چيز بى همه چيز تا چه چيز تخته يا مقوا و يا هر چيز مسطح ... شکلى بين دو چيز دوشکل تمايل طبيعى به چيز بد واژه هاى شامل چيز ـ (287) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}