@چيز@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چيز توانا برهمه چيز جانور همه چيز خوار جانوران همه چيز خوار مانند ... جايگزين چيز ديگرى شدن ... به وسيله چيز ديگرى به ... حرف تعريف براى چيز يا شخص معينى خوراک همه چيز درهم داراى دو چيز ... لباس يا هر چيز آويخته و شل دانشمند همه چيز دان در آب يا چيز ديگرى فرو بردن دروغ در چيز جزيى ... کردن باطرى و هر چيز ديگر ... عداوت با هر چيز نو و جديد ... ... بالا شامل همه چيز به صورت ريز روى چه چيز ... کننده در درون چيز ديگرى ساختمان دنده هاى هر چيز سرسرى چيز نوشتن شامل هر چيز يا هر کس شامل همه چيز ... ساختمانى و اساسى بين دو چيز شخص يا چيز معينى شخص يا چيز مورد آزمايش شييء يا چيز هوس انگيز و خيالى واژه هاى شامل چيز ـ (287) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12