@چيز@9

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چيز توانا برهمه چيز جانور همه چيز خوار جانوران همه چيز خوار مانند ... جايگزين چيز ديگرى شدن ... به وسيله چيز ديگرى به ... حرف تعريف براى چيز يا شخص معينى خوراک همه چيز درهم داراى دو چيز ... لباس يا هر چيز آويخته و شل دانشمند همه چيز دان در آب يا چيز ديگرى فرو بردن دروغ در چيز جزيى ... کردن باطرى و هر چيز ديگر ... عداوت با هر چيز نو و جديد ... ... بالا شامل همه چيز به صورت ريز روى چه چيز ... کننده در درون چيز ديگرى ساختمان دنده هاى هر چيز سرسرى چيز نوشتن شامل هر چيز يا هر کس شامل همه چيز ... ساختمانى و اساسى بين دو چيز شخص يا چيز معينى شخص يا چيز مورد آزمايش شييء يا چيز هوس انگيز و خيالى واژه هاى شامل چيز ـ (287) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}