@چيزهاى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چيزهاى چيزهاى گذشته چيزهاى کم بها چيزهاى کنارى يا ثانوى چيزهاى بى اهميت چيزهاى جويدنى چيزهاى درهم پيچيده چيزهاى دست و پا گير چيزهاى متفرقه ... در ميان چيزهاى ديگر گذارند ادراک چيزهاى يکسان ... قطب نما و چيزهاى ديگر در دريا ... ... قطب نماو چيزهاى ديگر در ... ... عالى به چيزهاى پيش پا ... ... دسترسى به چيزهاى غير قابل ... در ميان چيزهاى ديگر رخ دهنده سرخ کننده چيزهاى سرخ کردنى ... بلند کردن چيزهاى سنگين ... بلند کردن چيزهاى سنگين ميان چيزهاى ديگر
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}