@چيزى@10

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چيزى دهانه چيزى را گشادتر کردن دوا يا چيزى که براى شکستن ... دور چيزى پيچيدن دور چيزى گرديدن دورکسى يا چيزى را گرفتن دوشاخه زير چيزى گذاشتن راه چيزى گرفتن ردپاى چيزى را دوباره گرفتن رسن سه لا مخصوص کشيدن چيزى رنگ چيزى را بردن روى چيزى چرخيدن روى چيزى گستردن روى چيزى آب ريختن روى چيزى حک کردن يا نوشتن روى چيزى حساب کردن روى چيزى را پوشانيدن روى چيزى را لعاب دادن روى چيزى قرار گرفتن روى چيزى قرار دادن روى چيزى نوشتن روى هر چيزى ريزش چيزى به سوى درون زغال چيزى را گرفتن زمان رسيدن و نزول چيزى زمينه چيزى بودن واژه هاى شامل چيزى ـ (417) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}