@چيزى@14
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چيزى مدار چيزى را کامل نمودن مرکز هر چيزى مراحل مختلف چيزى مربوط به تهيه کردن چيزى مسير چيزى را تعيين کردن مطلوبيت چيزى به خاطر سودمندى آن معادله چيزى که حل آن ... معادله متغير مشتق چيزى معنى چيزى را پيدا کردن مغز و درون هر چيزى ... و موقعيت چيزى را تغيير ... ... بايد به وزن چيزى اضافه شود مقدار جذب چيزى به درون مقدار ريزپ چيزى مهر چيزى را گشودن مهر چيزى را شکستن موجب ايجاد چيزى موجود در داخل چيزى ميان چيزى گير کرده ... کم و زيادى چيزى از حد عادى ... ميزان و مقدار چيزى بر حسب يارد ميل به تملک چيزى کردن ... اندازه گيرى عمق چيزى به کار مى ... نان يا چيزى شبيه آن نخ چيزى را کشيدن واژه هاى شامل چيزى ـ (417) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17