@چيزى@15

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چيزى نخ يا بند چيزى را سست کردن نزول ناگهانى و عظيم هر چيزى نم چيزى را گرفتن نمايش مصغر چيزى ... منحنى مخصوص نمايش چيزى نمونه يا مصداق چيزى نوک بر آمده هر چيزى نيروى چيزى را گرفتن نيمرخ هر چيزى به رنگ سياه ... هر چيزى هر چيزى که کمى پيش آمدگى دارد هر چيزى که با آن چيزى ... هر چيزى که به اندازه ناخن باشد هر چيزى که دو لايه دارد هر چيزى که شخص را مقيد سازد هر چيزى که صدا مى کند هر چيزى که مانع عبور نور شود هر چيزى که مورد توجه ... هر چيزى که مورد لعن واقع شود هر چيزى که هوا را بر هم مى زند هر چيزى که وسيله سوراخ ... هر چيزى به شکل پنجه کلاغ هر چيزى به شکل تغاهر هر چيزى به شکل مکعب هر چيزى به شکل ورقه واژه هاى شامل چيزى ـ (417) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}