@چيزى@16
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چيزى هر چيزى درمرتبه سوم هر چيزى شبيه پستان هر چيزى شبيه گردن غاز هر چيزى شبيه کفل هر چيزى شبيه کلاف پيچيدن هر چيزى شبيه آب هر چيزى شبيه آسياب بادى هر چيزى شبيه تيغه هر چيزى شبيه خرده نان هر چيزى شبيه دکمه هر چيزى شبيه دم موش هر چيزى شبيه دوک هر چيزى شبيه رکاب هر چيزى شبيه ستاره هر چيزى شبيه ستون يا استوانه هر چيزى شبيه سرشير هر چيزى شبيه سيخ کباب هر چيزى شبيه شانه هر چيزى شبيه شلاق هر چيزى شبيه شليته هر چيزى شبيه قپان هر چيزى شبيه قايق هر چيزى شبيه قرقره هر چيزى شبيه مداد هر چيزى شبيه مهميز و سيخک واژه هاى شامل چيزى ـ (417) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17