@چيزى@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چيزى چيزى که به چيز ديگرى منتهى شود چيزى که به جاى فتيله به کار رود چيزى که به دليل ممنوع ... چيزى که به وسيله آن ... چيزى که تهديد کننده است چيزى که تو تو کند چيزى که جارو مى کند چيزى که خارش بياورد چيزى که داراى زاويه تند است چيزى که در پايين نامه نوشته شود چيزى که در آينده ممکن ... چيزى که در ميان چيزهاى ... چيزى که در نتيجه خرابى ... چيزى که درتوى چيز ... چيزى که رنگ را حل مى کند چيزى که سه پايه داشته چيزى که سوراخ سوراخ ... چيزى که صدا را از بين ببرد چيزى که غم و غصه را بزدايد چيزى که مانع زيان گردد چيزى که مى پيچد يا دور مى زند چيزى که مى لولد چيزى با نقاط رنگارنگ چيزى را کمتر از قيمت ... چيزى را آشکار کردن واژه هاى شامل چيزى ـ (417) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}