@چيزى@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چيزى کسى يا چيزى که طرف توجه باشد کسى يا چيزى که غم مى خورد کسى يا چيزى که متصل بالا ... کسى يا چيزى که مى خشکاند کسى يا چيزى را ننگين کردن کف هر چيزى کلسيم چيزى را گرفتن کمر چيزى را بستن کمر بند يا چيزى که دور بدن ... ... قلم دادن چيزى براى افزايش ... کوک چيزى را باز کردن کوک چيزى را شکافتن کيفيت چيزى را معلوم کردن آب چيزى را گرفتن آثار چيزى را از بين بردن آرزومند چيزى بودن آرزوى چيزى را داشتن آزادى کسى يا چيزى را خريدن آزمايش درستى و نادرستى چيزى آلت نوسانى هر چيزى اثبات کذب چيزى را کردن اثر باقى از هر چيزى اجزاء متشکله چيزى احساس چيزى از مسافت دور ... احساس فقدان چيزى را کردن واژه هاى شامل چيزى ـ (417) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}