@چيزى@7

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چيزى بلند کردن چيزى بنياد يا اساس چيزى به انتظار چيزى بودن به دور چيزى پيچيدن به دور چيزى چرخيدن به دور چيزى گشتن به دور چيزى به طور مارپيچ ... به زور به چيزى خاتمه دادن به طور واهى چيزى را ساختن ... سکوب متحرک چيزى را حمل ... ... نور به چيزى حساسيت دادن بى چيزى بيوگرافى چيزى را نوشتن تاب چيزى را آوردن تابعه اوليه چيزى را گرفتن تاريخ چيزى را موخر گذاردن تازگى و طراوت چيزى را از بين ... تاه چيزى را گشودن تحصيل چيزى ... هاى فوقانى چيزى گذارند تخته يا صفحه ى پشت هر چيزى تشکيلات چيزى را بر هم زدن تصور شخصيت انسانى براى چيزى تصور يا انديشه چيزى را کردن تصوير بعدى چيزى واژه هاى شامل چيزى ـ (417) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}