@چيزى@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چيزى خاصيت چيزى که با هواى ... خاصيت و ماهيت چيزى را معين کردن خرج چيزى را دادن خشک کردن چيزى به وسيله ... خنک سازى چيزى ... و شديداً چيزى را تکان ... داخل و يا توى چيزى در چيزى کار گذاشتن در امتداد چيزى حرکت کردن در تاريکى پى چيزى گشتن در جستجوى چيزى بودن در جسم چيزى فرو کردن در جلو چيزى قرار دادن در جوف چيزى گذاردن در زير چيزى بسط يافتن در زير چيزى لايه قرار دادن در شکم چيزى قرار دادن در ميان چيزى جا دادن درپى چيزى بودن درک قدر يا ب هاى چيزى دروغ در چيزى گفتن دزدکى و محرمانه چيزى کسب کردن دستگاه ثبت وزن و جرم چيزى دسته بلند چيزى دسته يا هر چيزى که به وسيله ... واژه هاى شامل چيزى ـ (417) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17