@چينه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چينه چينه چينه چينه چينه کردن چينه کشى چينه کشيدن چينه اى چينه بندى چينه دان چينه شناسى تشکيل چينه حصار يا چينه کشيدن دور دانشمند چينه شناس ... و جگر و چينه دان و پا ...