@کاج@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کاج چوب کاج کاج گرجستانى کاج آمريکايى کاج اروپايى کاج استخرى کاج بلند زلاند جديد ... کاج بيابانى کاج خمره اى کاج درازبرگ گرجستانى انگم کاج انواع کاج ميلاد انواع درختان کاج انواع درختان برگريز کاج تخم خوراکى کاج درخت کاج گرجستانى که ... روغن معطر برگ کاج خمره اى ... دختان خانواده کاج مى باشد سياه کاج شبيه ميوه کاج صمع کاج و صنوبر صمغ کاج ميوه کاج ... سر آن ميوه کاج و يا شاخه ... وابسته به خانواده کاج