@کار@10

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کار الفاظ مترادف به کار بردن ... گونى بافى به کار مى رود املاى غلط به کار بردن انباره کار انعکاس صداى کار کردن ماشين ... انقباض ماهيچه در اثر کار زياد ... هاى روغنى به کار مى رود اهرم خود کار براى حرکت ... ... درزندگى يا کار خود به ... اهمال کار اولين روز آغاز به کار ايام کار ادارى ايام کار درهفته ايجاد وسايل خود کار اين کار و آن کار ... معانى فوق به کار مى رود ... پسوند نيز به کار رفته و است ... با کار آيى زياد با کار افت صدايى با انبيق کار کردن با دقت روى چيزى کار کردن با سعى و جديت شروع به کار کردن با هم کار کردن ... مشکلات به کار خود ادامه ... با وسايل مکانيکى کار کردن واژه هاى شامل کار ـ (620) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}