@کار@15

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کار توبه کار ... تصفيه هوا به کار مى رود ... کلاه زنانه به کار مى برند ... که توسط گاز کار و حرکت مى ... توزيع شونده به طور خود کار توطئه چيدن براى کار بد توقف کار يا فرآورى به ... ثبت شونده به طور خود کار جاى کار و پر قيل و قال جدول کار جدول ساعات کار جنايت کار حکم کنترل کار حاصل کار ... به نظاميان به کار مى رود حروف صدادار به کار بردن حق العمل کار ... آب و غيره به کار مى رود ... با هواى فشرده کار مى کند ... براى شيشه برى به کار رود ... شيشه گرى به کار مى رود ... موارد زير به کار مى رود ... تمايز و تشخيص به کار رود ... صفحه چاپى به کار مى رود خلال دندان به کار بردن واژه هاى شامل کار ـ (620) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}