@کار@17
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کار دستگاه عصبى خود کار دستگاه لباسشويى خود کار ... تعيين عمق آب به کار مى رود دسته زبده و کار آزموده دستور کار دسيسه کار دفتر کار ... جادو و طلسم به کار مى رود دوباره آماده کار کردن دوباره به کار انداختن دوره آزمايش و کار آموزى ... براى نوشتن به کار مى رفته و ... ... در مکالمه به کار بردن دير کار ... که نارس به کار طبخ مى آيد رنگ و روغن کار ... زيبايى پوست به کار مى رود رهبر در کار يا عقيده اى ... زدن درجراحى به کار مى رود روز کار روش کار روغن کار روند کار روى ماشين بولدوزر کار کردن ريسمان کار يا شاقولى ... واژه هاى شامل کار ـ (620) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25