@کار@7

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کار کسى که به طور قاچاقى کار مى کند ... که در کار ديگران مداخله ... ... لغات را غلط به کار مى برد کسى که مقياس به کار مى برد ... آب يا در آب کار مى کند ... را اشتباه به کار مى برد ... شعبده بازى به کار مى برند کلنگ دو سر به کار بردن ... تهيه برنامه کار يک مجلس ... کنترل کار کنده کار کهنه کار ... سه پايه کار گذارده شده ... کيف مخصوص وسايل کار ... عکس و فيلم به کار مى رود آدم پرهيز کار آدم کار کشته که چهار ... آدم کهنه پرست يا محافظه کار آدم کهنه کار آدم تازه کار آدم محافظه کار و بى خاصيت آدم مصنوعى و خود کار آدميکه با دوربين کار مى کند آغاز کار ... آئينه سازى به کار مى رود واژه هاى شامل کار ـ (620) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}