@کاران@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کاران باشگاه سوار کاران درخور ورزش کاران ... نام تبه کاران و مجرمين ... دنياى تبه کاران و اراذل رئيس بدعت کاران و مرتدين روح تبه کاران و جادوگران ... محل اجتماع تبه کاران همدست تبه کاران