@کارت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کارت گير کردن کارت کارت پستال کارت پشت بند کارت پشته کن کارت کارمندى که در ... کارت کاغذى کارت کنترل کارت انت هاى کار کارت بار کن کارت بانکى کارت تبريک کارت توضيحى کارت حساب کارت خلاصه کارت خوان کارت دودويى کارت دودويى سطرى کارت سر آمد کارت سفيد کارت عضويت کارت لب منگنه شده کارت مدار کارت معين کارت معين مغناطيسى کارت مغناطيسى واژه هاى شامل کارت ـ (52) : 1 , 2 , 3