@کارخانه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کارخانه کارخانه قلع کارى کارخانه نخ ريسى کارخانه ى اسلحه سازى کارخانه يا محل تقطير کارخانه يا معدن استخراج نمک کارخانه يخ ساز درون کارخانه اى سهيم کردن کارگر در سود کارخانه سوت کارخانه سيستم درون کارخانه اى صاحب کارخانه ماشين آلات کارخانه ... ماشين و کارخانه درشبانه روز مدتى که کارخانه کار نميکند مزرعه يا کارخانه لبنيات سازى ... و سير مواد در کارخانه وابسته به عامل يا کارخانه واژه هاى شامل کارخانه ـ (42) : 1 , 2