@کارد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کارد کارد کاغذبرى کارد بزرگ و سنگين کارد دسته دراز و نوک برگشته کارد روميزى داراى تيغه مضرس کارد زدن کارد فروش کارد و چنگال کارد و چنگال فروشى کسى که انگور مى کارد ... داشتن ظروف و کارد و چنگال دسته چاقو يا کارد دسته کارد لبه کارد نوعى کارد بزرگ که داراى ...