@کارشناس@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کارشناس کارشناس چشيدن مزه شراب ... کارشناس آتشفشانى کارشناس آموزش و پرورش کارشناس بهداشتى کارشناس تربيت حيوانات کارشناس جغرافياى حيوانى کارشناس علم اصوات کارشناس فنى