@کاستن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کاستن ... هواپيما بمنظور کاستن سرعت آن کاستن پله اى کاستن از کاستن سرعت از ارزش کاستن از ارزش و شخصيت کسى کاستن از ب هاى چيزى کاستن از بدى چيزى کاستن از حساسيت کاستن از سرعت چيزى کاستن از شدت چيزى کاستن از علاقه و محبت کاستن از فشار هوا کاستن از قيمت کاستن