@کاسه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کاسه کاسه پشت کاسه چشم کاسه گرم تر از آش کاسه گل کاسه آش خورى کاسه اى کاسه دار کاسه رهنما کاسه زانو کاسه زنگ اخبار کاسه زيرين لاک پشت کاسه ساز کاسه سر کاسه لاک پشت کاسه ليس کاسه ليسى کاسه مغز کاسه هاى سفالى کاسه يا لاک محافظ جانور کلاه کاسه مانند آماس کاسه زانو بدون کاسه ى سر ... عبارت است از کاسه و چکشى که ... زير کاسه چشمى عصب کاسه سر واژه هاى شامل کاسه ـ (33) : 1 , 2