@کاغذ@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کاغذ پارچه يا کاغذ باطله پوشه يا کارتن کاغذ چهار ورق کاغذ که تا شده ... گواهينامه يا کاغذ دال بر ... گيره کاغذ کار روى کاغذ کاغذ پرانى کاغذ پوست کاغذ پوست گوساله کاغذ پيوسته کاغذ چسبانى کاغذ کاربن کاغذ اعلى مخصوص ترسيم و طراحى کاغذ الياف درشت کاغذ با تاى بادبزنى کاغذ بازى کاغذ باطله کاغذ بر کاغذ برگ بزرگ کاغذ برنج کاغذ بزرگى که يک روى ... کاغذ بسته بندى کاغذ بسته بندى اغذيه کاغذ بى نقش کاغذ تورنسل واژه هاى شامل کاغذ ـ (106) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}