@کاغذ@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کاغذ جلو رفتن کاغذ خرده کاغذ ... هاى رنگارنگ کاغذ ديوارى خمير چوب مخصوص کاغذ سازى خمير کاغذ در کاغذ بسته بندى روبان ... درخت کاغذ دستمال کاغذ ضد عفونى ... روى کاغذ آمدن روى کاغذ نوشتن سبد کاغذ باطله سر کاغذ يا ته کاغذ شبيه کاغذ ... نور بر روى کاغذ و غيره علامت چاپ سفيد در متن کاغذ سفيد عنوان چاپى بالاى کاغذ ... اثر تاشدن کاغذ دوتايى چاپ ... لايه کاغذ لبه صاف کاغذ ماشين گيره زنى به کاغذ ماشين غلتک کاغذ سازى مقرراتى و اهل کاغذ بازى منگنه بى خرده کاغذ نوار بى خرده کاغذ نوعى کاغذ نازک واژه هاى شامل کاغذ ـ (106) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}