@کاغذى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کاغذى پول کاغذى گل کاغذى کارت کاغذى کاغذى که با آن کتاب ... کاغذى که به ماده آغشته است کاغذى که داراى رشته ... کاغذى که در آن الفبا ... کاغذى که در متن اصلى ... کاغذى که شبيه برات چاپى است ... که گاهى جلد کاغذى دارد کتاب جلد کاغذى جلد کاغذى روى کتاب خورش کاغذى دستمال کاغذى دستمال کاغذى نازک دلار کاغذى پشت سبز ربع کاغذى منگنه کن نوار کاغذى نوار کاغذى نوار کاغذى خوان نوار کاغذى سوراخ دار نوار کاغذى منگنه شده ورق کاغذى که چهار تاه ...