@کاغذى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کاغذى پول کاغذى گل کاغذى کارت کاغذى کاغذى که با آن کتاب ... کاغذى که به ماده آغشته است کاغذى که داراى رشته ... کاغذى که در آن الفبا ... کاغذى که در متن اصلى ... کاغذى که شبيه برات چاپى است ... که گاهى جلد کاغذى دارد کتاب جلد کاغذى جلد کاغذى روى کتاب خورش کاغذى دستمال کاغذى دستمال کاغذى نازک دلار کاغذى پشت سبز ربع کاغذى منگنه کن نوار کاغذى نوار کاغذى نوار کاغذى خوان نوار کاغذى سوراخ دار نوار کاغذى منگنه شده ورق کاغذى که چهار تاه ...
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}