@کالا@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کالا گواهى موجودى کالا در انبار ... خريداران را به کالا جلب کند کسب کالا اجرت تنگ هم چيدن کالا انبار کالا انتخاب کالا توسط مشترى انحصار خريد کالا به طور دو نفرى انحصار فروش کالا بين دو نفر با قايق بارى کالا حمل کردن برچسب قيمت کالا ... دولت براى حمايت کالا ... بازار و داد و ستد کالا ترخيص کالا از گمرک ... مقابل خريد کالا به خريدار ... توليد کالا توسط افراد ... حمل کمننده کالا با کشتى حمل کننده کالا حمل و نقل کالا به وسيله دوبه دادوستد کالا سفارش کالا به وسيله پست شرکت حمل و نقل کالا صورت کالا فرستنده کالا ... متعلق به يک شرکت يا کالا ماليات بر فروش کالا واژه هاى شامل کالا ـ (32) : 1 , 2