@کالبد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کالبد چاقوى کالبد شکافى کالبد شکاف کالبد شکافى کالبد شکافى موجود زنده کالبد شناس کالبد شناسى کالبد شناسى کردن ... استخوان بندى يا کالبد چيزى علم طبيعيات و کالبد ... معاينه و کالبد شکافى کردن وابسته به کالبد شناسى