@کامل@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کامل پخش کامل ذرات جسمى درجسم ديگر کامل کردن کامل تر کامل سرتاسر کامل شدن کامل شده آگاهى کامل ... بازيگران بالباس کامل نمايش به ... ... که به صورت کامل و بالغ در ... آشنايى کامل با تعيين کامل با رضايت کامل با سرعت کامل به اندازه کامل بمقياس کامل به طور کامل به طور کامل افراشتن بى نظمى کامل تابع کامل تجهيزات و آرايش کامل توفيق کامل جزر و مد کامل جمله کامل ... از لحاظ دستورى کامل نيست حشره کامل و بالغ حقه کامل گل واژه هاى شامل کامل ـ (55) : 1 , 2 , 3