@کامل@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کامل دگرديسى کامل حشرات داراى اوتاد کامل داراى دهان کامل داراى دو يا چند نوع گل کامل داراى نفوذ کامل در سرتاسر جهان دهم ريختگى کامل دوران کامل دولت يا کشور کامل و ايده آلى رشد کامل کرده زره کامل زن کامل و محترمه از طبقات پايين سلاح کامل سلطه کامل ... مختصرى غذا و جويدن کامل آن غير کامل قدرت کامل قرص کامل ماه قطع کامل برق قطعه کامل مجهز بوسائل کامل مدار چيزى را کامل نمودن ... طبعى و کامل براى مطالعه ... مهارت کامل پيدا کردن در موفقيت کامل نت کامل واژه هاى شامل کامل ـ (55) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}