@کاملاً@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کاملاً کاملاً پر کاملاً پنهان کردن کاملاً کر کاملاً کور کاملاً احساساتى کاملاً اشغال شده کاملاً افراشته کاملاً باز کاملاً بلند کاملاً بيدار کاملاً تازه کاملاً خرد شده کاملاً خسته کردن کاملاً خشک کاملاً دو رشته اى کاملاً رک کاملاً راست کاملاً رسيده کاملاً رشد کرده کاملاً رشد نکرده کاملاً روئيده کاملاً سرد و بسته شده کاملاً شک ست خورده کاملاً شکست دادن کاملاً فروبردن واژه هاى شامل کاملاً ـ (35) : 1 , 2