@کاملاً@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کاملاً کاملاً مجهز کاملاً نزديک و مجاور چيزى کاملاً نو کاملاً وارد کاملاً ورشکست جيب کسى را کاملاً خالى کردن ... وقتى کشتى کاملاً بارگيرى شد ... شخص کاملاً بى سواد مجراى کاملاً دو رشته اى ... آن را کاملاً احاطه کرده ... واژه هاى شامل کاملاً ـ (35) : 1 , 2