@کامپيوتر@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کامپيوتر ... از روى کامپيوتر خود بر ... کامپيوتر چند گانه کامپيوتر گرا کامپيوتر کنترل کامپيوتر کوچک کامپيوتر الکترونيکى کامپيوتر برده کامپيوتر ترتيبى کامپيوتر جيبى کامپيوتر خود وفق کامپيوتر خودکار کامپيوتر دورگه کامپيوتر رقمى کامپيوتر روميزى کامپيوتر شخصى کامپيوتر قياسى کامپيوتر مجازى کامپيوتر مضاعف کامپيوتر مقصود کامپيوتر منبع کامپيوتر موازى کامپيوتر ميزبان کامپيوتر ناهنگام کامپيوتر نوبتى کامپيوتر هدف واژه هاى شامل کامپيوتر ـ (51) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}